ایسانایسان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 10 روز سن داره

☃ لـحظه لـحظه بـا آیسان

عیدی یه دوست کوچولو

مامان بابا روشا جون عزیزم  پیشواز عید رفتن و کلی ما رو شرمنده کردن و یه عیدی خیلی خوشگل برات فرستادن یه لیوان و پازل خوشگل با عکس های خودت بازم از همین جا از مارال جان و همسرشون تشکر میکنم باشه که بتونم جبران کنم  اینم متن یادگاری روی لیوان موقعی که کادوت رسید دستمون خونه عزیز بودی  عصری که اومدی خونه بهت نشون دادم خیلی خوشت اومده بود یه بوس خوشگل هم برای روشا جون و خاله مارال و عمو پیمان فرستادی وبلاگ روشا جونم ...
20 اسفند 1392

تولد پانیذ.تولد خاله اعظم

چند هفته پیش تولد پانیذ دعوت بودیم بهت خیلی خوش گذشت از اون جایی که پانیذ لج کرده بود که اهنگ نذارید دوست ندارم و نمیشود به خاطر مهمونها قطع کرد اهنگ رو پانیذ کلا تو اتاق بود و به زور اومد چند تا عکس انداختیم و مهمونی کلا تو دست تو بود و انگاری تولد تو بود کلی رقصیدی واسه خودت بعدشم نوبت کیک بود که اجازه نداشتید به کیک انگشت بزنید 16 اسفند تولد خاله اعظم بود و چون کلاس داشت و نمیتونست بیاد تهران ما تصمیم گرفتیم بریم شاهرود پیشش من شما عزیزم خاله فریبا و فرانک و خاله نسرین من چهار شنبه ظهر با قطار راه افتادیم اولین بارت بود که سوار قطار شدی خیل خوشت اموده بود تو قطار هم راحت بودی و اذیت نش...
20 اسفند 1392
1